تبليغاتX
نفس آخر

shimiai

آشنای دور

shimiai

http://shimiai.blogfa.com

نفس آخر

نفس آخر

نفس آخر

نفس آخر

فزت و رب الکعبه
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 5:7 توسط آشنای دور |
محشر کبری

یه شب که من حسابی خسته بودم همین جــوری چشامو بستـه بـودم سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد تــو خواب دیدم محشر کــبری شده محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن چرتکه گذاشتــه و ...


بقیه در ادامه مطلب . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 17:37 توسط آشنای دور |
Glass Agency
می دونم بد موقعی برا قصه شنیدنه؛ ولی من،می خوام براتون یه قصه بگم. وقت زیادی ازتون نمی گیرم. یکی بود،یکی نبود... یه شهری بود،خوش قد و بالا. آدمایی داشت،محکم و قرص. ایام،ایام جشن بود؛جشن غیرت. همه تو اوج شادی بودن که یه هو یه غول حمله کرد به این جشن. اون غول،غول گشنه ای بود که می خواست کلی از این شهرو ببلعه. همه نگرون شدن؛ حرف افتاد با این غول چی کار کنیم؟ ما خمار جشنیم؛ بهتره سخت نگیریم... اما پیر مراد جمع گفت: باید تازه نفسا برن به جنگ غول. قرعه به نام جوونا افتاد؛ جوونایی که دوره ی کُرکُریشون بود،رفتن به جنگ غول... غول،غول عجیبی بود... یه پاشو می زدی،دو تا پا اضافه می کرد. دستاشو قطع می کردی،چند تا سر اضافه می شد. خلاصه چه درد سر... بالاخره دست و پای آقا غوله رو قطع کردن و خسته و زخمی برگشتن به شهرشون، که دیدن پیرشون سفر کرده... یکی از پیر جوونای زخم چشیده جاشو گرفت. اما یه اتفاق افتاده بود؛ بعضیا این جوونا رو طوری نگاشون می کردن که انگار،غریبه می بینن... شایدم حق داشتن... آخه این جوونا مدت ها دور از این شهر،با غوله جنگیده بودن. جنگیدن با غول آدابی داشت،که اونا بهش خو کرده بودن. دست و پنجه نرم کردن با غول،زلالشون کرده بود. شده بودن عینهو اصحاب کهف؛ دیگه پولشون قیمت نداشت... اونایی که تونستن خزیدن تو غار دلشونو اونایی هم که نتونستن،مجبور به معامله شدن... من شما رو نمیشناسم؛ اما اگه مثل ما فارسی حرف می زنید،پس معنی غیرتو می فهمید؛ این غیرت داره خشک می شه. شاهرگ این غیرت... کمک کنید نذاریم این اتفاق بیفته؛ من برای صبرتون یه "یا علی" می خوام،
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 2:51 توسط آشنای دور |
طرح عاشورا

عاشورا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 6:5 توسط آشنای دور
زندگي نامه شهيد عماد مغنيه

خبرگزاري فارس: شهيد "عماد مغنيه" معروف به "حاج رضوان" كه بيشترين تعداد عمليات عليه رژيم صهيونيستي را در جهان به نام خود ثبت كرده است، در ماه جولاي سال 1962 ميلادي در شهر صور ديده به جهان گشود.

به گزارش خبرگزاري فارس، خانواده شهيد مغنيه كه متشكل از پدرش، آيت‌الله شيخ "جواد مغنيه" از علماي برجسته شيعه لبنان، مادر و "جهاد" و "فؤاد" دو برادر وي بود كه بعدها به شهادت رسيدند، پس از مدتي از صور به ضاحيه جنوبي بيروت نقل مكان كردند و در اين منطقه بود كه شهيد مغنيه، تحصيلات ابتدايي و دبيرستان خود را گذراند و پس از آن در جواني، وارد دانشگاه آمريكايي بيروت (AUB) شد.
شهيد مغنيه در اوايل دهه هشتاد ميلادي به "نيروي 17" شاخه نظامي جنبش آزادي‌بخش فلسطين پيوست كه نيرويي ويژه بود كه براي حفاظت از مبارزاني مانند ابوعمار، ابو جهاد و ابود اياد تشكيل شده بود. او از همان زمان، در عمليات انتقال سلاح از جنبش آزادي‌بخش فلسطين براي مقاومت اسلامي لبنان كه در حزب‌الله و جنبش امل نمود دارد نقش اساسي داشت اما در پي اشغال لبنان در سال 1982 ميلادي از سوي رژيم صهيونيستي، مبارزان جنبش آزادي‌بخش فلسطين مجبور به ترك لبنان شدند.
محاصره بيروت، سه ماه به طول انجاميد و با خروج مبارزان فلسطيني و سازمان آزادي‌بخش از لبنان، عماد مغنيه نيز به صفوف رزمندگان افواج مقاومت اسلامي (جنبش امل) پيوست كه از سوي امام موسي صدر و شهيد مصطفي چمران تأسيس شده بود اما شهيد مغنيه در ادامه و همزمان با انتقال سيد حسن نصرالله از امل، به حزب تازه‌تأسيس حزب‌الله پيوست.
شهيد مغنيه پس از اجراي موفقيت‌آميز چند عمليات‌ به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپايه حزب‌الله منصوب شد و پس از آن به عنوان مسؤول عمليات ويژه حزب‌الله انتخاب شد.
رژيم صهيونيستي همچنين مدعي شده است عمليات ربودن دو تن از نظاميان اسرائيلي در تابستان دو سال پيش كه به آغاز جنگ اين رژيم عليه لبنان انجاميد، از سوي عماد مغنيه هدايت شده است.
روزنامه انگليسي "ساندي‌تلگراف" درباره شهيد مغنيه نوشت: او يك انقلابي مجاهد است كه با امام خميني(ره) بيعت كرده كه در راه انقلاب اسلامي از جان خويشتن نيز بگذرد.
تصاويري كه تا كنون از شهيد "عماد مغنيه" منتشر شده است بسيار اندك است به‌گونه‌اي كه پليس فدرال آمريكا (اف.بي.آي) مدعي شد وي دو بار اقدام به جراحي پلاستيك بر روي صورت خود كرده است تا شناسايي نشود.
شهيد عماد مغنيه كه به دوري از رسانه‌ها شهرت داشت به "مرد سايه" در مقاومت اسلامي شهرت داشت و بسياري او را مغز متفكر حزب‌الله قلمداد مي‌كنند.
شهيد عماد مغنيه ديشب در پي انفجار در خودروي بمب‌گذاري‌شده در دمشق، به شهادت رسيد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:59 توسط آشنای دور |
سلام
سلام بر تو

می شناسیم                                  

منم مرتضی

همان که بعد ظهر های جمعه جلد جمکرانت بووووود

ولی نه در حد مرتضی

حتی ند در حد "میم" مرتضی یا نقطه "ت"

دلم گرفته

به خــــودم نــــگاه نمـــی کـــنم

بر گشــــــــته ام دل شـــــــــــکســـــــــته و مــــــــغـــــــلوب از افـــــکارم

برگــشــتــه ام پریـــشـــان و پــشــیــمــان

آقــای من    آقــای من

بـا چــــــه رویــــــی برایـــــــت بـــــنــویـــــــســم ؟!

بـا چــــه رویــــــــی بــــــگویــــم

مـن کـــــــه تــو را فــقـط در خـفـــقـان ایــن دنــیا صــدا میــزنم

محــتــاج تـــوام

مرا از خــــودت نـــــران

به خـــــــدا مــــــــن کـــــه تـــــو ایـــن دنــــــیا غــــیر تـــو کـــسـی رو نــدارم

میدونم دلـــت از مــن گرفــتـه

مــیـــــدونـــم چــه کـــرده ام

اشـــــکــام جـــاریـــســت و دســـــــتام لـــــرزان

پـــی آنـــــچه که از دســـــت دادم

با دلــــی صـــاف این بار صــــدایت میـــــــــکنم

دستــــــــم به نوشـــــــتن نمــــــــیرود

آنچــــــــه کـــــه در دلـــــــــم اســت بیـــــش از جـــوهر این خـــودکار است

که بتـــــوانــــد بر روی کاغـذ فقـــــط نــقش و نــگار جــــــاری کــــند

نمیـــــــخواهــــــــم نوشـــــــته هــــــایــــم ظاهــــــری باشـــــــند و از دلـــــــم نتراود .

آقـــــــــــــا جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان از دلم اگــــــــــاهی

از خــوارج

از انچه که نمـــــیدانم

بــــــــــیم دارم

پس دســـــــــتم بـــــــــگیر

نگذار مصـــــــــلوب و بــــــــــیمـــــــار این بازی شوم .

 یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا مـــهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی

 

شاعر : یار آشنا

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 4:30 توسط آشنای دور |
همراه با پيشكسوتان ایثار و شهادت

 گفتگو با جانباز شيميايي  محمد رضــا كاظمي كاخكـي

 

 

محمد رضا كاظمي كاخكـي جانباز شيميايي 60 درصد‌ و بازنشسته نيروي دريايي است. او متولد1348 در شهر گناباد است. در اسفندماه 1362 در جزيره مجنون شيميايي شده و به خیل عظیم ایثارگران و جانبازان حماسه ساز دوران دفاع مقدس پیوسته است....

 

می گوید: 14 – 15 سال داشتم.عجب روزي بود در جزیره، حمله شيميايي شد و دقایقی بعد همرزمانم جلوي چشمم پرپر شدند....

 

روی ادامه مطلب کلیلک کنید ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 4:3 توسط آشنای دور |
مجید‌ سوزوکی به روایت خانواد‌ه شهید‌ مجید‌ خد‌مت
کد‌ام سوزوکی، کد‌ام اخراجی؟
ایرج باباحاجی- «ماد‌ر پارسال مرد‌. خوب شد‌ که مرد‌ و نماند‌ این فیلم را ببیند‌. از روزی که امیرحسین و مجید‌ شهید‌ شد‌ند،‌ او سی و سه سال د‌اشت و کسی باور نمی‌کرد‌ این زن با این سن و سال د‌و پسر بزرگش را از د‌ست د‌اد‌ه و ماد‌ر شهید‌ است؛ یکی د‌ر سال شصت و مجید‌ هم د‌ر سال شصت و هفت. از آن روز ماد‌ر نشست پشت د‌ر و چشم به سر کوچه د‌وخت تا شاید‌ یک روز برگرد‌ند‌. رگ‌های قلبش گرفت ولی بهشت زهرای پنجشنبه‌هایش فراموش نشد‌. خیلی د‌وست د‌اشت عروسی د‌و پسرش را ببیند‌، قسمت نشد‌. آخرش هم طاقت نیاورد‌ و سال گذشته پرید‌. خوب شد‌ نماند‌ تا مجید‌ سوزوکی اخراجی‌ها را ببیند‌

 

لطفا برای دیدن ادامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 3:22 توسط آشنای دور |
كابوسي با طعم خردل
بايد يکي پيدا شود صداي ناله‌هاي شيميايي‌شدگان را به‌گوش فلک برساند. ايران در طول 8 سال دفاع مقدس350 بار مورد حملات شيميايي از سوي عراق قرار گرفت که اين امر 55 هزار جانباز شيميايي بر جاي گذاشت.
اين فقط يك خبر ساده نيست،هرچند كه سكوت مدافعان حقوق بشر در زماني كه سربازان ايراني در جبهه‌ها با گازهاي شيميايي عراق زمين گير مي‌شدند نشان مي دهد كه اينها براي آنان يك اتفاق ساده است.
دكتر گوستاواندرسون كه يكي از اعضاي گروه حقيقت ياب سازمان ملل در زمينه بمياران شيميايي عراق عليه ايران بود در مقاله آغازين كتاب،«جنگ شيميايي عراق عليه ايران به روايت اسناد سازمان ملل متحد» نوشته است: «پس از استراحت شبانه كوتاهي در هتل آزادي عازم بيمارستان لبافي‌نژاد شديم تا تعدادي از مصدومان جنگ شيميايي را معاينه و با آنان مصاحبه كنيم، در آن جا بود كه ما توانستيم آثار وحشتناك سلاح‌هاي شيميايي را ببينيم.
 

برای دیدن بقیه نوشته لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 3:15 توسط آشنای دور |
ایات شیطانی (جواب سوال )
اولا که بحث بر سر اینست که چرا این حکم شامل کافر معمولی نمی شود ولی شامل فردی که یهودی شود در حالیکه پدر و مادر او مسلمان بوده اند می شود (حتی اگر از ابتدا این فرد هرگز مسلمان نبوده باشد) ثانیا سوال دیگر اینست که آیا اعدام کمی زیادی نیست(مثلا اگر مردی زنی را بکشد یا پدری پسرش را بکشد مجازاتش کمتر از اعدام است. آیا مرتد شدن از این کارها بدتر است?!!)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 3:6 توسط آشنای دور |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا